عبد الحسين نوايى

255

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

التفات امير نجم ، كوكب جاه و جلالش به اوج سعادت و اقبال رسيد و در آن اوان كه امير نجم عازم ماوراء النهر گرديد آن جناب را به نيابت خويش تعيين نمود و مقرر فرمود كه من حيث الاستقلال سرانجام مهام سركار سلطنت قيام نمايد و در اين ايام كه خبر شهادت امير نجم به تحقيق انجاميد « 1 » و ماهچهء الويهء ظفر عطيه از اصفهان متوجه ساوه گرديد در رودخانهء ولايت مذكوره پادشاه صاحب‌تأييد به تجديد امير نظام الدين عبد الباقى را منظورنظر كيميا اثر گردانيد و وكالت نفس نفيس همايون را در عهدهء آن جناب كرده پايهء قدر و منزلتش را به ايوان كيوان رسانيد و ايضا سيد شريف را كه از بغداد بازآمده در اردوى همايون بود بار ديگر مشمول عواطف خسروانه ساخت و به تكفل امور سركار صدارت نصب فرمود . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 71 ) [ در واقعهء چالدران به تاريخ رجب 920 ] امير عبد الباقى و سيد شريف الدين على و سلطان على ميرزا و سيد محمود كمونه ، به زخم خدنگ و تفنگ دشمنان تيز چنگ شربت شهادت چشيدند . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 78 ) امير شاه حسين اصفهانى و امير شهاب الدين عبد اللّه و امير جمال الدين محمد شيرنگى در آن زمستان كه دار الملك آذربايجان از يمن مقدم پادشاه جهانيان بر فضاى جان‌فزاى روضهء رضوان تفاخر مىنمود « 2 » ، خاطر خورشيد مآثر متوجه آن گشت كه زمام رتق و فتق و قبض و بسط و حل و عقد و داد و ستد امور و مهمات سركار سلطنت و پادشاهى را در قبضهء درايت و كف كفايت صاحب كياستى نهد . . . بعد از استشاره و استخاره خدمت اين منصب جليلة المراتب بر قامت قابليت 2 شرف افراد انسانى ميرزا شاه حسين اصفهانى كه سابقا در سلك نواب بلند جناب حضرت درمش خانى منتظم بود چست آمد و حكم همايون از مكمن عنايت روزافزون نفاذ

--> ( 1 ) . يعنى در 916 . ( 2 ) . يعنى زمستان سال 920 ، پس از جنگ چالدران .